
گفت و گو با نرگس بابارئیسی- تصویر ساز
تصویر کمرنگ تصویرسازی در برنامه مدیران فرهنگی پُررنگ شود
به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامی با محسن یزدی مدیر مرکز مستند حوزه هنری گفتگویی داشتیم و از وی درباره فعالیت ها و موفقیت های این مرکز در سال گذشته، رویکردها و برنامه های شان برای سال جاری و مستندهای در دست ساخت این نهاد سوال کرده ایم.
برگزفته از سپهرغرب،عطیه عسگری: تصویرسازی درواقع خوانشی دوباره از متن کتاب است، گاهی قرار نیست چیزی که در متن آمده، به تصویر کشیده شود. بخشهای مخفی متن یا بهاصطلاح سفیدخوانیهای متن کتاب میتواند در قالب تصویر به درک مخاطب کمک کند؛ البته در تصویرسازی باید به متن کتاب وفادار بود، اما لزومی ندارد عیناً به اِلمانهای متن کتاب پرداخت. تصویرساز روایتگر دیگری برای متن کتاب بوده، اما زاویه دید او بهشدت مهم است.
همه ما زمانی که سواد خواندن و نوشتن نداشتیم، تنها ارتباطمان با کتابها از راه تصاویر بود. فرقی نمیکرد کتابهای مناسب سن خودمان یا کتابهای بزرگترها باشد، حس بینایی بهعنوان نخستین راه ارتباطی با محیط، تنها راه ارتباط شخصی ما با کتابها بود. از همین رو تصویرسازی اهمیت بسیار زیادی در انتقال مفاهیم کتابها بهویژه برای گروه سنی کودکان و نوجوانان دارد. یک نویسنده کودک و نوجوان با بیان اینکه تصویر لازمه کتابهای کودکان و نوجوانان بهویژه کودکان است، میگوید که باید تناسب مخاطب متن با تصویر و تناسب تصویر با قصه رعایت شود.
همچنین صاحبنظران درباره وضعیت تصویرگری کتابهای کودک و نوجوان معتقدند که تصویرگری کتاب با توجه اینکه مخاطب ما گروه کودک و نوجوان است، نقشی مهمی در انتخاب کتاب دارد. درواقع تصویر مکمل متن است و گاهی فضای بیشتری را برای فهم داستان باز میکند. اما ما در زمینه تصویرگری با چند موضوع مواجه هستیم؛ یکی اینکه گاهی متن برای یک گروه سنی است اما تصویرسازی متناسب با آن گروه نیست، یعنی متن و تصویر بهلحاظ مخاطب دچار دوگانگی هستند و ممکن است گاهی تصویر پایینتر از سطح متن باشد.
تصویرسازی برای کودکان علاوهبر تبحر در زمینه تصویرسازی، نیازمند تسلط تصویرساز بر روحیه مخاطب و مفاهیم کتاب است. با وجود اینکه میتوان به تصویرسازی کتاب بهعنوان لعابی برای متن نگاه کرد، تصویرساز باید امانتدار خوب نویسنده نیز باشد تا منظور وی به مخاطب انتقال پیدا کند.
این موضوع در قصهها بهویژه برای مخاطب کودک پیش میآید؛ گاهی تصویر بهلحاظ لذت بصری و جلب مخاطب از متن پیشی میگیرد، هرچند برعکس این موضوع نیز اتفاق میافتد. ممکن است تصویرگری نتواند با متن ارتباط برقرار کند و در ارائه شخصیتهای اصلی داستان و یا کلاً شخصیتها، دچار تناقض شود و یا ممکن است متن داستان رئال باشد، اما تصویرگر فضای تخیلی برای داستان ترسیم کرده باشد، درواقع او نتوانسته بین تصویر و متن تناسب برقرار کند.
با تمام این تفاسیر تصویر و متن بهعنوان دو بال میتوانند نقش بسزایی در محبوبیت و موفقیت کتاب داشته باشند. ارتباط مؤثر نویسنده و تصویرساز از اقدامات مفیدی است که موجب توازن این دو بال خواهد شد.
برای آگاهی از ظرافتهای تصویرسازی کتاب با نرگس بابارئیسی، تصویرساز کتاب صحبت کردیم که نتیجه در ادامه متن آمده است.
او که تجربه تصویرسازی کتاب برای کودکان را در کارنامه کاری خود دارد، نمایشگاهی با عنوان «لالاییهای بومی ایران» بهصورت فردی در ملایر برگزار کرده و دستی هم بر آتش نوشتن دارد.
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
نرگس بابارئیسی متولد 69 در ملایر هستم که در مقطع کارشناسی رشته گرافیک گرایش تصویرسازی دانشگاه علمی کاربردی مرکز فرهنگ و هنر تحصیل کردهام و حدود دو سال است که تصویرسازی را بهصورت جدی دنبال میکنم؛ نمایشگاههای فردی و گروهی در ملایر، همدان و تهران نیز داشتهام.
تصویرسازی کتاب کودک با عنوان «گاندوی همه» را انجام دادهام که هنوز چاپ نشده است. اکنون نیز درحال انجام تصویرسازی برای بازیهای تلفن همراه مخصوص کودکان هستم.
وجود نرمافزارهای دیجیتالی را برای تصویرسازی مفید میدانید یا مضر؟
فکر نمیکنم نقطهضعفی باشد. با توجه به گستردگی تصویرسازی، نقطه قوت به حساب میآید و دست تصویرسازان را باز میگذارد؛ اما از این لحاظ که در دسترس همه است و افراد بدون دید هنری به سراغ این نرمافزارها میروند، ارزش هنری چندانی ندارند. کتابهای کودکان که گاهی در دکههای روزنامهفروشی فروخته میشود، تصاویری بسیار سطح پایین دارند که همیشه به اطرافیانم توصیه میکنم اینگونه کتابها را نخرند. بهطور کلی تلفیق تصویرسازی دستی و دیجیتالی افقهای روشنی را به روی تصویرسازان باز کرده است.
تصویرسازی در کتاب و بهطور خاص در کتاب کودکان چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
تصویرسازی درواقع خوانشی دوباره از متن کتاب است، گاهی قرار نیست چیزی که در متن آمده به تصویر کشیده شود. بخشهای مخفی متن یا بهاصطلاح سفیدخوانیهای متن کتاب میتواند در قالب تصویر به درک مخاطب کمک کند؛ البته در تصویرسازی باید به متن کتاب وفادار بود، اما لزومی ندارد عیناً به اِلمانهای متن کتاب پرداخت. تصویرساز روایتگر دیگری برای متن کتاب بوده، اما زاویه دید تصویرساز بهشدت مهم است.
تصویرسازی کتاب ارتباط مستقیم با گروه سنی مخاطب داشته و تصویرسازی برای کودکان نیاز به ظرافت و دقت بیشتری دارد. کتابهای گروه سنی الف، باید دارای تصاویر ساده و تخت باشد، چون بچهها درک بصری چندان زیادی برای تصاویر پیچیده ندارند. از رنگهای روشن و واضح باید برای تصویرسازی این گروه سنی استفاده کرد، هرچه سن مخاطب بیشتر میشود، میتوان از تصاویر انتزاعی بهویژه برای شعرها استفاده کرد. تکه تصویر مثل پارچه، دکمه و دیگر وسایل میتواند برای گروه سنیهای بالاتر مفید باشد.
با توجه به وفاداری تصویرسازان به متن کتاب که خودتان به آن اشاره کردید، در تصویرسازی برای کودکان تا چه میزان میتوان از عنصر خیال بهره گرفت؟
به نظر من عنصر خیال میتواند مؤثر و تعیینکننده واقع شود، اما باید مواظب باشیم با خیال، تصویر از متن کتاب جلوتر نرود.
روند تصویرسازی کشور و استان را چطور میدانید؟
تصویرسازی ایران بسیار قوی است. بعضی از تصویرسازان ایرانی با انتشارات خارجی کار میکنند و در سطح جهانی بسیار شناختهشده هستند، اما در استان همدان جای کار بسیار وجود دارد. شناخت تصویرسازان استان نسبت به یکدیگر بسیار محدود است، درحالی که شناخت و انتقال تجربه میتواند به رشد تصویرسازی استان کمک کند. باید خودمان به هم کمک کنیم تا آنطور که شایسته است، شناخته شویم.
برای آنکه تصویرسازی و تصویرسازان استان حرفی برای گفتن داشته باشند، چهکار میتوانیم بکنیم؟
حدود یکی دو سال گذشته اتفاقات خوبی برای تصویرسازی استان رقم خورد. در حوزه هنری جلسات خوبی با حضور اساتید برگزار میشد که میتوانستیم اشکالات کار یکدیگر را بررسی کنیم و تجربیات خود را به یکدیگر انتقال دهیم؛ اما متأسفانه دیگر این جلسات همافزایی برگزار نشد.
میتوانیم جلساتی با حضور ناشران برگزار کنیم تا هم تصویرگران نسبت به ناشران استان و هم ناشران نسبت به تصویرگران شناخت پیدا کنند. جلساتی که با نویسندگان کتابهای کودک و نوجوان استان برگزار میشود هم میتواند در تبادل اطلاعات، رفع اشکالات و پیشرفت تصویرسازی که منجر به پیشرفت کتاب و انتشارات استان میشود، مؤثر باشد.
متأسفانه با وجود جلسات خوب حوزه هنری استان در زمینه ادبیات، خانه تصویر حوزه هنری همدان فعالیت چندانی ندارد و این جلسات کمککننده دیگر برگزار نمیشود. حتی من یادم هست که یکبار استاد پرستارشهری ضمن این جلسات به ما تکلیف میدادند و ما انجام میدادیم.
اگر این جلسات برگزار شده و اطلاعرسانی شود، همه حتی خود من که در استان نیستم، حتماً حضور پیدا خواهم کرد. با وجود ظرفیتهای مناسب استان، جای کارگاههای آموزشی دراینبین بهشدت خالی است.
فضای کدر هنری استان همدان باید روشن شود، چون تجربه خوبی از چند جلسه برگزارشده داریم. نباید به این خاطر که از پایتخت دور هستیم، ظرفیت خوب استان همدان را نادیده بگیریم.
ضمن تشکر از خانم بابارئیسی که وقت خود را در اختیار ما قرار دادند، برای همه تصویرگران استان آرزوی موفقیت داریم؛ اما آنچه روشن است، کافی نبودن آرزوی موفقیت برای تصویرگران است. نویسندهها و شاعران خوب استان همدان در سطح کشور میدرخشند، اما نه بهوسیله ناشران استانی! به اعتقاد بیشتر تصویرگران نباید تنها راه ارتباط نویسنده و تصویرساز، متن کتاب باشد و تصویرساز بعد از مطالعه کتاب، طبق برداشت خود دست به تصویرسازی بزند. وزارت ارشاد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه هنری استان همدان میتوانند فضای مناسب برای همفکری و هماندیشی نویسندگان، تصویرسازان و ناشران را فراهم کنند. به نظر نمیرسد که برگزاری جلسات منظم و مستمر برای این امر نیاز به هماهنگی پیچیدهای داشته باشد. سالهاست که بر نیاز به انسجام و وحدت بین واحدها، انجمنها و متولیان فرهنگی هنری تأکید میشود، اما همچنان شاهد فرسنگها فاصله بین عرصههای مختلف فرهنگ و هنر هستیم.
تصویرسازی نیازمند آشنایی و تسلط بر روح و روان مخاطبان است، در تصویرسازی برای کودکان این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند. یک تصویرساز باید علاوهبر علاقه و ذوق هنری، شناخت رنگها و سبکهای تصویرسازی بر جنبههای مختلف ارتباط هم احاطه داشته باشد، چراکه هرچقدر هم تصاویر کتاب ازنظر هنری فاخر باشند، ممکن است نتوانند مخاطب را با خود همراه کنند. با تمام این تفاسیر و درحالی که نیاز به تصویرسازان ماهر و بیشتری داریم، چرا بستر و شرایط را برای پرورش تصویرسازان ماهر و متعهد و جهت بخشیدن به استعداد و ذوق نوتصویرسازان فراهم نکرده و جدی نمیگیریم؟
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: hamedan.hozehonari.ir