
روضه اشک کلمات با شاعر همدانی «حسین جعفری» + ویدئو
روضه اشک کلمات با شاعر همدانی «حسین جعفری» به مناسبت محرم سال 1442 هجری قمری
نمی رسید قمر هم به پای زیباییش
میان هاشمیان شهره بود یکتاییش
صداش تازه کمی مثل مردها شده بود
اگر چه فاصله کم بود تا شکوفاییش
برای بردن دل از حسین کافی بود
کمی کرشمه کند با نگاه زهراییش
جواز عاشقی اش رونوشت بابا بود
که بسته بود به بازو به رسم شیداییش
همیشه آرزویش بود چون عمو باشد
نشد که شکل بگیرد خیال سقاییش
همینکه مقتدرانه به سوی میدان رفت
همینکه خواند رجز با دم مسیحاییش
هراس و لرزه بر اندام دشمنان انداخت
احاطه بود به لشگر توان یاراییش
عمامه ی سر او ضربه را نمی فهمید
تبر گذشت ز پیشانی اهوراییش
عمو رسید کنارش ولی چه فایده داشت
چه سخت بود خدایا عروج لیلاییش
به روی شانه ی او گر چه گردنش افتاد
به چشم عمه نشد کم دمی از آقاییش
تمام اهل حرم آمدند با عجله
برای بردن آن قامت تماشاییش
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: hamedan.hozehonari.ir