حوزه هنری همدانحوزه هنری همدان
← همه اخبار
جنگ را برای نسلی روایت کردیم که جنگ را ندیده است

گزارش از پشت صحنه تولید دو کتاب برای مخاطب کودک و نوجوان

جنگ را برای نسلی روایت کردیم که جنگ را ندیده است

۱۷ آبان ۱۴۰۵۳

نسلی که جنگ را ندیده، چطور می‌تواند با رزمنده‌ای که دهه‌ها پیش در جبهه جنگیده ارتباط برقرار کند؟ پاسخ حوزه هنری همدان به این پرسش، نه در بازخوانی مستقیم خاطرات و نه در روایت‌های شعاری، بلکه در قصه‌گویی است. «شال و رفاقت» و «نارنجی یا نارنجک» دو کتابی هستند که با تکیه بر خاطرات واقعی رزمندگان و زندگی شهدا شکل گرفته‌اند تا مفاهیمی چون رفاقت، ایثار، مقاومت و فداکاری را از مسیر داستان به نوجوان امروز برسانند؛ داستان‌هایی که از دل روایت‌های شفاهی بیرون آمده‌اند، اما برای رسیدن به مخاطب نوجوان، چندین مرحله بازنویسی، کارشناسی و بازآفرینی ادبی را پشت سر گذاشته‌اند.

جنگی که برای نوجوان امروز، یک «گذشته دور» است

مسئله از جایی شروع شد که یک فاصله نسلی خودش را نشان داد؛ فاصله میان نوجوان امروز و نسلی که دفاع مقدس را تجربه کرده است.

برای کودکی که سال‌ها بعد از پایان جنگ متولد شده، جبهه، رزمنده، عملیات، زندگی در دهه ۵۰ و ۶۰ و حتی بسیاری از مفاهیم مربوط به آن دوران، تجربه زیسته نیست؛ بخشی از تاریخ است که باید درباره آن خواند و شنید.

از سوی دیگر، اگرچه طی سال‌های گذشته آثار متعددی درباره خاطرات شفاهی و زندگی رزمندگان منتشر شده، بسیاری از این کتاب‌ها با رویکرد خاطره‌نگاری و برای مخاطب بزرگسال نوشته شده‌اند. همین موضوع این پرسش را ایجاد کرد که آیا نمی‌توان همین گنجینه خاطرات را با زبان دیگری به نسل جدید رساند؟

پاسخ، شکل دادن به داستان‌هایی برای کودک و نوجوان بود.

در این نگاه، قرار نبود خاطره‌ای صرفاً بازگو شود؛ قرار بود خاطره، ماده خام داستان شود.

نویسنده‌ها پای روایت رزمندگان نشستند

برای رسیدن به این هدف، گروه تولید به سراغ رزمندگانی رفت که سال‌ها در جبهه حضور داشتند و خاطرات فراوانی از آن دوران در ذهن داشتند.

جلسات روایت برگزار شد. رزمندگان خاطرات خود را تعریف می‌کردند و همزمان گروهی دو تا سه نفره از نویسندگان این روایت‌ها را می‌شنیدند. اما همه خاطرات قرار نبود به کتاب تبدیل شوند.

نویسندگان در میان روایت‌ها به دنبال موقعیت‌هایی می‌گشتند که ظرفیت داستان شدن برای کودک و نوجوان را داشته باشد؛ موقعیت‌هایی که بتوان از دل آنها یک شخصیت، یک اتفاق، یک کشمکش و در نهایت یک قصه ساخت.

پس از انتخاب سوژه، نگارش آغاز می‌شد. اما این پایان کار نبود. متن نوشته‌شده بارها میان نویسندگان و راویان رفت‌وبرگشت داشت تا هم اصالت خاطره حفظ شود و هم روایت، از نظر داستانی و ادبی برای مخاطب نوجوان جذاب باشد.

نتیجه این فرآیند، دو کتاب «شال و رفاقت» و «نارنجی یا نارنجک» شد.

قرار نبود نوجوان را با شعار جذب کنند

یکی از چالش‌های اصلی در تولید چنین آثاری، فاصله گرفتن از روایت‌های مستقیم و شعاری است.

اگر قرار باشد نوجوان امروز با مفاهیمی مانند ایثار و شهادت ارتباط برقرار کند، نمی‌توان صرفاً این مفاهیم را برای او تعریف کرد. باید آنها را در موقعیت دید؛ در رفتار یک شخصیت، در انتخاب یک رزمنده، در یک رفاقت یا در لحظه‌ای که یک انسان میان ماندن و فداکاری تصمیم می‌گیرد.

به همین دلیل، در این دو کتاب تلاش شده است مفاهیم ارزشی در لایه‌های داستان قرار بگیرند، نه اینکه به شکل مستقیم به مخاطب تحمیل شوند.

در واقع، هدف این بوده که نوجوان ابتدا با قصه همراه شود و بعد، در دل همان قصه با ارزش‌هایی مواجه شود که قرار است درباره آنها فکر کند.

طنز و روایت موازی برای نزدیک شدن به نوجوان

برای جذاب شدن روایت نیز صرفاً به خاطره واقعی اکتفا نشده و از تکنیک‌های داستان‌نویسی استفاده شده است.

شخصیت‌پردازی، صحنه‌پردازی، گره‌افکنی، ایجاد هیجان و طراحی روایت، بخشی از مؤلفه‌هایی بوده‌اند که در فرآیند نگارش مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در یکی از داستان‌ها از زبان طنز استفاده شده و در دیگری، روایت موازی به کار رفته است؛ روشی که در آن اتفاقات زمان حال با ماجرایی از گذشته پیوند می‌خورند.

این تکنیک به نویسنده اجازه می‌دهد میان دو جهان فاصله‌دار ارتباط برقرار کند؛ جهان نوجوان امروز و جهان نوجوانان و جوانانی که چند دهه قبل در متن جنگ و دفاع مقدس زندگی می‌کردند.

این همان نقطه‌ای است که تاریخ می‌تواند برای مخاطب نوجوان از یک «موضوع درسی» به یک «داستان شخصی» تبدیل شود.

شهدا فقط شخصیت‌های تاریخی نیستند

در تولید این آثار، یک هدف دیگر هم دنبال شده است؛ اینکه شهدا فقط در قامت شخصیت‌هایی تاریخی و دست‌نیافتنی معرفی نشوند.

وقتی نوجوان با زندگی روزمره شهدا، رفتارشان با دوستان و خانواده، نوع رفاقت، مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌هایشان مواجه می‌شود، تصویر متفاوتی از آنها شکل می‌گیرد.

در این روایت، شهید فقط کسی نیست که در یک عملیات به شهادت رسیده است؛ بلکه انسانی است که پیش از آن، زندگی کرده، دوست داشته، رفاقت کرده، تصمیم گرفته و در موقعیت‌های مختلف انتخاب کرده است.

همین وجه انسانی می‌تواند فاصله میان مخاطب امروز و شخصیت‌های تاریخی را کمتر کند.

پرسش اصلی نیز از همین‌جا شکل می‌گیرد: آیا ارزش‌هایی که در زندگی آنها وجود داشته، هنوز هم می‌تواند در زندگی ما حضور داشته باشد؟

پنج، شش دور کارشناسی برای یک قصه

بعد از پایان نگارش اولیه، کتاب‌ها وارد مرحله کارشناسی شدند؛ مرحله‌ای که به گفته گروه تولید، در حدود پنج تا شش جلسه برای هر اثر ادامه پیدا کرد.

متن‌ها خوانده و درباره ساختار، روایت، شخصیت‌ها و تناسب آنها با مخاطب کودک و نوجوان بحث می‌شد. سپس اصلاحات انجام می‌گرفت و متن دوباره برای بررسی ارائه می‌شد.

این رفت‌وبرگشت‌ها چندین بار ادامه پیدا کرد تا داستان‌ها به نسخه نهایی برسند.

پس از نهایی شدن متن، تصویرگری آغاز شد.

برای «شال و رفاقت» تصویرگری به فائزه اسدیان سپرده شد. او پیش از این تجربه تصویرگری کتاب نداشت، اما نمونه‌کارهایش مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت، سبک کاری او متناسب با فضای اثر و مخاطب تشخیص داده شد.

«نارنجی یا نارنجک» نیز با تصویرگری نسیم زارع شکل گرفت؛ هنرمندی که سال‌ها در زمینه طراحی و تصویرسازی فعالیت داشت و این اثر نخستین تجربه او در تصویرگری کتاب بود.

بعد از تصویرگری، مراحل صفحه‌آرایی، طراحی جلد و تایپوگرافی انجام شد.

یک کتاب، حاصل کار یک نفر نیست

یکی از ویژگی‌های این پروژه آن است که فرآیند تولید آن تا حد زیادی در خود حوزه هنری پیش رفته است.

از انتخاب سوژه و نگارش گرفته تا کارشناسی، تصویرگری، صفحه‌آرایی، طراحی جلد و تایپوگرافی، هنرمندان و همکاران حوزه هنری در مراحل مختلف حضور داشته‌اند.

به این ترتیب، «شال و رفاقت» و «نارنجی یا نارنجک» را باید حاصل یک کار جمعی دانست؛ محصول همکاری نویسنده، راوی، تصویرگر، کارشناس و گروه تولید، نه صرفاً نتیجه کار یک نویسنده.

کتاب قرار نبود روی قفسه بماند

اما انتشار کتاب پایان پروژه نبود.

سؤال بعدی این بود که چطور می‌توان مخاطب را به سمت این آثار کشاند؛ آن هم مخاطبی که انتخاب‌های فرهنگی متنوعی دارد و بخش زیادی از زمان خود را در فضای دیجیتال سپری می‌کند.

برای همین، گروه تولید سراغ قالب‌های دیگری هم رفت.

برای هر دو کتاب یک موشن‌گرافی تولید شد تا فضای داستان‌ها در قالبی کوتاه و تصویری به مخاطب معرفی شود. این بخش به تیم دوبله و موشن سپرده شد و خانم ابراهیمی و خانم زیبنده نیز در این پروژه حضور داشتند.

در کنار آن، برای هر کتاب یک برنامه نمایشنامه‌خوانی با رویکرد نمایش رادیویی آماده شد.

گفت‌وگو با نویسندگان نیز بخش دیگری از این فرآیند بود؛ گفت‌وگوهایی درباره اینکه سوژه‌ها چگونه انتخاب شدند، داستان‌ها چگونه شکل گرفتند و نویسندگان برای نزدیک شدن به جهان نوجوان از چه شیوه‌هایی استفاده کردند.

به این ترتیب، کتاب از قالب یک محصول چاپی خارج شد و تلاش شد در قالب‌های مختلف رسانه‌ای و هنری نیز دیده و شنیده شود.

از همدان تا ذهن نوجوان امروز

در نهایت، یکی از اهداف مهم این دو کتاب، معرفی چند تن از شهدای استان همدان به نسل جدید است؛ شهدایی که شاید نامشان برای بسیاری از نوجوانان امروز آشنا نباشد، اما روایت زندگی‌شان می‌تواند دستمایه داستان‌هایی برای این نسل باشد.

البته آنچه در این پروژه دنبال شده، صرفاً معرفی چند شهید یا بازگویی چند خاطره از جنگ نیست.

پشت این روایت‌ها، تلاش برای انتقال مجموعه‌ای از مفاهیم قرار دارد؛ از ایثار و فداکاری گرفته تا وطن‌دوستی، عشق به میهن، رفاقت و مسئولیت‌پذیری.

تفاوت اینجاست که این بار قرار نیست این مفاهیم در قالب سخنرانی و شعار به نوجوان گفته شوند. قرار است نوجوان آنها را در قصه ببیند، با شخصیت‌ها زندگی کند، با انتخاب‌هایشان مواجه شود و خودش درباره معنای آنها فکر کند.

شاید همین تغییر زاویه، مهم‌ترین ویژگی این دو کتاب باشد؛ اینکه برای رساندن صدای نسلی که جنگ را تجربه کرده به نسلی که جنگ را فقط در کتاب‌ها و تصاویر دیده، به جای فاصله گرفتن از دنیای نوجوان، از زبان خود او استفاده شده است.

گالری تصاویر (۱)

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://hamedan.hozehonari.ir/s/8LNXN77

مطالب مرتبط

نظرات

در حال بارگذاری…