همدان
← همه اخبار
انتظار

انتظار

۱۴ مرداد ۱۳۹۹کد خبر: 131893۴

غزل انتظار سروده احسان نرگسی

 

 

 

 

 

انتظار

چه صبحِ بی غروبی می دمد از مشرق رویت

معطر کرده گل های جهان را عطر گیسویت

دمی که چشم در چشم تو شد خورشید، حس می کرد

چه نور بی زوالی می درخشد از فراسویت

کمی از خاک پایت را به قصد توتیا برداشت

شبی که ماه آهسته گذر می کرد از کویت

کلید آسمان ها و زمین در دست های توست

زمین و آسمان جمع است مابِین دو ابرویت

تمام فکر و ذکر آسمان این است، برگردی

که او با عشق بگذارد سر خود را به زانویت

هزاران نوح در کشتی تو آرام می گیرند

چه اسماعیل ها هستند مست رقص چاقویت

قلم ها عاجز از وصف مقام شامخت هستند

زبان گنگ است جایی که خدا باشد ثناگویت

قدم بگذار بر چشم زمین ، آهسته اهسته

بیا که بوسه برچیند زمین از دست و بازویت

 

احسان نرگسی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://hamedan.hozehonari.ir/s/BS5ZP9A

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: hamedan.hozehonari.ir